تبليغاتX
تلخترین لحظه هام
برای سبک شدن دلم می نویسم

سلام

خوبين ؟

دوباره برگشتم . برگشتم ولي ديگه اون تنهاترين سابق نيستم . اين مدت كه نبودم برام اتفاقهاي زيادي افتاد .

سعي كردم تغيير كنم ... سعي كردم ديگه تنهاترين نباشم ... سعي كردم غم و قصه رو بزارم كنار ... سعي كردم به جاي اينكه وقتي به يه مشكل مي خورم به زمين و زمان لعنت بفرستم باهاشون كنار بيام ... سعي كردم آهنگهاي غمناك كمتر گوش بدم (البته اين يه مورد رو زياد موفق نبودم كه اونم تقصير مجيد خراطهايه ) ... سعي كردم ديگه گريه رو كنار بزارم ( اين رو ولي خوب موفق بودم با اينكه دلم براي گريه يه ذره شده ) ... در كل دارم سعي مي كنم بهتر بشم . به نظر خودم از نظر روحي كه خيلي فرق كردم . به قول بچه ها فعلا شدم موج مثبت .

حالا كه خودم تغيير كردم اومدم وبلاگم هم تغيير بدم . اولين چيز هم براي تغيير وبلاگ قالب وبلاگه . ( آخ كه چقدر دنبال يه قالب نسبتا شاد گشتم و پيدا نكردم . وقتي دنبال قالب غمگين مي گشتم به نظرم هيچ قالبي كه به احساسات من بخوره پيدا نمي شد حالا كه دنبال يه قالب حتا متوسط مي گشتم چقدر به نظرم همه غمناك و گرفته بود ) خلاصه قالب رو تغيير دادم ديدم حالا بايد رنگ نوشته هاي آرشيو و غيره رو هم تغيير بدم . خلاصه به اين نتيجه رسيدم كه يه وبلاگ ديگه رو شروع كنم راحت تره .

ياد تونه پست قبلي نوشتم مي خواهم بروم به جايي كه زمزمه هاي تنهايي ام را با دل گوش دهند نه با گوش !!!

يه وبلاگ درست كرده بودم به نام زمزمه هاي تنهايي كه تصميم داشتم اونجا شروع كنم براي خودم و دل خودم بنويسم ولي ...

حالا تصميم گرفتم اونجا شروع كنم به نوشتن براي خودم و براي شما .

مي خواستم آدرسش رو به كسي از دوستاي اين وبم ندم ولي ديدم لطف بعضي از دوستان زياده وهنوز هم بهم سر مي زنن.(اينم بگم وب جديدم با اين وبلاگم خيلي فرق داره . اينجا همش عاشقانه و غمناك بود ولي اونجا ... حالا اگه اومدي ميبيني )

از همه دوستاني هم كه اين مدت لطف كردن اومدن و ابراز محبت و همدردي و ... كردن تشكر مي كنم . اسم هيچكس رو نميارم چون مطمينم چند تا رو از قلم ميندازم

خوب ديگه خيلي سرتون رو درد آوردم .

خوش باشيد .

راستي داشت يادم ميرفت يه اسم هم براي وب جديدم پيشنهاد بدين آخه از اين اسم زياد خوشم نمياد ديگه با حال و هوام جور نيست . اينم آدرس وبلاگ جديد :

www.zemzemee.blogfa.com

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 0:31 AM توسط ..:: تنهاترین ::..

مي خواهم بروم !!!

بروم به دياري ديگر ...

مقصدم معلوم نيست ولي اين را مي دانم كه اينجا دگر كاري ندارم ... آماده ي ، آماده براي دل كندنم

مي  خواهم بروم به دياري كه جنس قلب مردمش از بلور باشد ، ولي نشكسته باشد .

مي خواهم بروم به جايي كه زمزمه هاي تنهايي ام را با دل گوش گوش دهند نه با گوش .

مي خواهم به آن ناكجا آبادي بروم كه مردمش مرا براي خود بخواهند نه براي سر گرمي .

 

--------------------------------------------------------

 

نمي دونم چرا هر وقت حرف رفتن مياد ياد شعر فروغ مي افتم

 

مي روم خسته و افسرده و زار

سوي منزلگه ويرانه خويش

به خدا مي برم از شهر شما

دل شوريده و ديوانه خويش ...




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 11 بهمن1386ساعت 0:15 AM توسط ..:: تنهاترین ::..

اگر می دانستی که چه زخمی دارد خنجر از دست عزیزان خوردن ! از من خسته نمی پرسیدی، که چرا تنهایی ؟؟

 

----------------------------------------------------------------------

 

نمیگیرد جز غم سراغ خانه ما را به زحمت جغد پیدا میکند ویرانه ما را. از ان شادم که می آید غمی هر شب به بالینم........... چه کنم گر غم هم گم کند ویرانه ما را

 

----------------------------------------------------------------------

 

ديشب خواستم واسه دل خودم فال بگيرم وقتي فالنامه رو باز کردم چشمم به شعري افتاد که هيچ ربطي به دل من نداشت تازه فهميدم که دلم مال خودم نيست

 

----------------------------------------------------------------------

 

ازکسی که دوستش داری ساده دست نکش شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبورنکن چون شاید هیچ وقت هیچ کس تورو مثل اون دوست نداشته باشه

 

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 10:33 PM توسط ..:: تنهاترین ::..

 هيچوقت از دوست داشتن انصراف نده..حتي اگه کسي بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده...عشق رو تجربه کن حتي اگر توش شکست بخوري .......اينو بدون که اگه کسي وارد زندگيت شد و گذاشت رفت علاوه بر اينکه خاطره بجا ميزاره مي تونه يه تجربه هم بجا بزاره

 

-------------------------------------------------------------------------------------

 

یکی بود یکی نبود اون که بود تو بودی اون که توی قلب تو نبود من بودم یکی داشت یکی نداشت اون که داشت تو بودی اون که جز تو کسی رو نداشت من بودم یکی خواست یکی نخواست اون که خواست تو بودی اون که نخواست از تو جدا بشه من بودم یکی رفت یکی نرفت اون که رفت تو بودی اون که نرفت تا از تو جدا بشه من بودم

 

-------------------------------------------------------------------------------------

 

معلم پرسيد عشق چند بخشه زود دستمو بالا گرفتم :يک بخش اما ازوقتي تورا شناختم فهميدم عشق 3 بخشه :1 عطش ديدن تو:2 شوق با توبودن :3 واندوه بي تو بود

 

-------------------------------------------------------------------------------------

 

شايد يه كسي شب ها براي اينكه خواب تورو ببينه به خدا التماس مي كنه شايد يه كسي به محض ديدن تو دستش يخ مي زنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه مطمئن باش يه كسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشك مي خوابه ولي تو اون رو نمي شناسي




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 12 شهریور1386ساعت 3:17 PM توسط ..:: تنهاترین ::..

سلام ...

امیدوارم حال همتون خوب باشه .

بعد از یه مدت طولانی دوباره برگشتم ...

 

عشق يعني خاطرات بي غبار.

 دفتري از شعر و از عطر بهار.

 عشق يعني يك تمنا , يك نياز.

 زمزمه از عاشقي با سوز و ساز.

 عشق يعني چشم خيس مست او.

 زير باران دست تو در دست او

------------------------------------------------------------------------

زندگی پژمردن يک برگ نيست بوسه ای در کوچه های مرگ نيست زندگی يعنی ترحم داشتن با شقايقها تفاهم داشتن

 

------------------------------------------------------------------------

همیشه نگاهی رو باور کن که وقتی از ان دور شدی در انتظارت بماند

 

------------------------------------------------------------------------

تنها زماني که احساس کردم خيلي خوشبختم لحظه اي بود که هيچ کسي صداي فرياد هام رو نميشنيد منم تا تونستم فرياد زدم!




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 18 مرداد1386ساعت 9:57 PM توسط ..:: تنهاترین ::..

بازم اومدم درد دل کنم .

یادتونه پارسال فکر کنم اواخر تیر بود اومدم و نوشتم اونی که دوستش داشتم بعد از 5 ماه دوری دیدمش ولی بی محلی کرد...

نوشتم منی که حاضر نبودم یه مو از سرش کم بشه ولی وقتی دستش در رفت خوشحال شدم ...

نوشتم دیگه نمی خوام ببینمش دیگه ازش بدم میاد...

نوشتم می خوام فراموشش کنم ...

 نوشتم حتی وقتی داشتیم از هم جدا می شدیم خداحافظی هم نکردیم...

خیلی ها تون هم بهم گفتید فراموشش کن ... بهش فکر نکن .

منم فراموشش کرد ... دیگه شبا به یاد اون خاطرات قشنگی باهم داشتیم افسوس نمی خوردم و گریه نمی کردم .

گذشت تا دیشب وقتی یاهو رو باز کردم دیدم آیدیش روشنه . نمی دونم چی شد ولی برای یه لحظه تموم اون نفرتی که بهش داشتم یادم رفت buzz دادم . جوابم رو داد . یه کم باهاش چت کردم احساس کردم خودش نیست یکی دیگه داره چت میکنه بهش گفتم خودت نیستی گفت چرا خودمم مگه قبلا تو شرکت باهم کار نمی کردیم گفتم اگه راست میگه بگو فامیلم چیه ؟؟؟ گفت یادم نیست !!!!!!

آخه بی معرفت به تو هم میگن دوست یعنی اینقدر زود فراموش کردی ؟؟؟!!!

توی حرفاش گفت ازدواج کرده ... ( ende نامردیه .نه ... بی خبر ) تا اومدم بهش تبریک بگم و بپرسم طرف کیه و کی ... گفت دیگه باید برم شماره موبایلش رو داد تا بهش زنگ بزنم...

حالا نمی دونم چه کار کنم ... به نظر شما زنگ بزنم یا نه ... نمی دونم

واقعا چی می شد وقتی آیدیش و دیدم یاد کینه و نفرتم نسبت بهش می افتادم و بی اهمیت می گذشتم ؟؟  

 

----------------------------------------------------

همیشه نگاهی رو باور کن که وقتی از ان دور شدی در انتظارت بماند




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 9 خرداد1386ساعت 2:39 PM توسط ..:: تنهاترین ::..

 

یه روز عشق از دوستی پرسید : تفاوت من و تو در چیست ؟

دوستی گفت : من دیگران را به سلامی آشنا می کنم تو به نگاهی  ... من آنان را با دروغی جدا می کنم تو با مرگ

---------------------------------------------------

چقدر این ثانیه ها نامردند

گفته بودند که بر می گردند

برنگشتند و پس از رفتنشان

بی جهت عقربه ها می گردند

آه از این ثانیه های بی درد

چه بلایی به سرم آوردند

از چه رو سبز بمانم همه عمر

لحظه هایی که یکا یک زردند

 

---------------------------------------------------

دوست واقعي كسي است كه

دستهاي تو را بگيرد

 ولي قلب تو را لمس كند

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 16 اردیبهشت1386ساعت 11:13 AM توسط ..:: تنهاترین ::..

بگوييد كه بر گورم بنويسند زندگي را دوست داشت ولي آن را نشناخت مهربون بود ولي مهر نورزيد طبيعت را دوست داشت ولي از آن لذت نبرد در آبگير قلبش جنب و جوش بود ولي كسي بدان راه نيا فت در زندگي احساس تنهايي مي نمود ولي هرگز دل به كسي نداد و خلاصه بنويسيد زنده بودن را براي زندگي دوست داشت نه زندگي را براي زنده بودن

 

--------------------------------------------------------

 

وقتی گریه می کنم تو را در اشکهایم میبینم............ .... ولی اشکهایم را پاک میکنم تا کسی تو را نبیند

 

--------------------------------------------------------

 

هوس کوچ به سرم زده. شايد هم هجرت. نمي دانم. ز اين بي دلي ها خسته شدم. دستانم را به دستان هيچ کس مي سپارم و درد دل مي کنم با درختان. ديوانگي هم عالمي دارد

 

--------------------------------------------------------

 

عشق زماني است که درست مثل روزهاي بچگي روي جدول پياده رو راه  بروي و بي دليل بخندي

 

--------------------------------------------------------

 

عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد




لينك ثابت نوشته شده در جمعه 31 فروردین1386ساعت 11:45 PM توسط ..:: تنهاترین ::..

شناختنت بي گناهترين گناهم بود يافتنت بهانه دلم و خواستنت نيازم و با تو بودن آرزويم و تو را گم کردن ، پيدايش سراب بود تو مانند پرستو آمدي و به دورترين ديار غربت رفتي . بي تو ثانيه ها تکراري شده اند و آيينه چيزي جز سراب را نشان نمي دهد و شقايق غريبي مي کند و جاده در انتظار مسافر است و هنوز دلم بدون تو بهانه مي گيرد و من آرزوهايم را عاشقانه زمزمه مي کنم و منتظرت هستم

-------------------------------------------------------------

سيـب سـرخي را بـه من بخشيـد و رفـت عاقبـت بر عشـق مـن خنـديـد و رفـت اشـك درچشمــان سـردم حلقــه زد بـي مـرو‏ت گريـه ام را ديــد و رفـت چشـم از مـن كنـد و دل از مـن بريـد حـال بيمـار مــرا فهـميــد و رفـت بـا غـم هجــرش مــدارا مـي كنـم گـر چـه بر زخمــم نمك پاشيد و رفـت

-------------------------------------------------------------

ماهي شده بود باورش؛ تور اگه بندازن سرش؛ ميشه عروس ماهي‌ها؛ شاه ماهي ميشه همسرش؛ ماهيه باورش نبود؛ تور اگه بندازن سرش؛ نگاه گرم ماهي‌گير؛ ميشه نگاه آخرش!!!




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 29 اسفند1385ساعت 7:32 PM توسط ..:: تنهاترین ::..

دیدم نزدیک عید بد نیست منم وبلاگ رو خونه تکونی کنم.

حالا خوب شده یا نه ؟

موفقيت تنها به دست آوردن نيست ، چه بسا بخشش به ديگران عين موفقيت و كاميابي باشد

--------------------------------------------------------------------------------------

 

با همه مؤدب ، با بیشتر کسان اجتماعی ، با تعداد کمی صمیمی ، با یک نفر دوست باش و با هیچ کس دشمن نباش.

 

--------------------------------------------------------------------------------------

اشک در چشم من طوفان غم دارد ولی خنده بر لب ميزنم تا كس نفهمد درد من

 

--------------------------------------------------------------------------------------

وقتی خدا میگه «باشه» چیزی رو که میخوای بهت میده وقتی میگه «صبر کن» چیز بهتری بهت میده وقتی میگه «نه» داره بهترین رو برات آماده میکنه

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 13 اسفند1385ساعت 3:10 PM توسط ..:: تنهاترین ::..